تبليغاتX
...از معني انتظار يك لحظه بايست...
لحظه لحظه تا تو

 

Welcome Signs Words

 

از عشق معبدی را ترسیم کرده بودم

ھر روز پیش عکسش تعظیم کرده بودم

ھر شب برای چشمت یک شعر خوب گفتم

آن شعر را به پایت تقدیم کرده بودم

سردارِ قلب خویشم در جنگ نا برابر

تنھا قشون خود را تسلیم کرده بودم

وقتی توگریه کردی من اصل گریه بودم

من سھم گریه ام را ، تقسیم کرده بودم

گفتی که دیر کردم ،چون کوک ساعتم را

با ضربه ھای قلبت ، تنظیم کرده بودم

 

|+|نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387 ساعت 7:47 بعد از ظهر توسط راضیه |

آخرین نوشته ها

گلایه
ای خدا
لحظه لحظه تا تو
تولدت مبارک
نميتوانم راهي بيابم
دروغ
تا جایی که پا بده ......
چون تو ازم خواستی...
نمیدونم دیگه چی بگم
Powered By BLOGFA - Designed by قالب ساز