تبليغاتX
...از معني انتظار يك لحظه بايست...
نمیدونم دیگه چی بگم
تقدیم به تمام هستی من که این روزا ازش خبر ندارم میخوام بهش بگم (بی تو هرگزکاش میشد نبودتو حس نمیکردم)ومثل خودش یه نامهربون بودم

میدونم تا ته قصه جدایی در کمینه تو به من امید بده حرف من همینه

میدونم لحظه ی شوم نبودنا نزدیکه امید بده تا ندونم این دنیا چه تاریکه

میدونم سخته با من باشی ُبدونی باید بریُ تنها شم نگو نتونی شاید

نمیگی از هجوم عشق من دلت میگیره میترسی بدونمُ دل از قصه بمیره

میمیره

سرنوشت سنگُ من از جنس شیشم برات مهم نباشه بعد از تو چی میشم

تو به من امید بده آرامش بگیرم بگو بی من راحتی تا راحت بمیرم

|+|نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 ساعت 11:20 بعد از ظهر توسط راضیه |

آخرین نوشته ها

گلایه
ای خدا
لحظه لحظه تا تو
تولدت مبارک
نميتوانم راهي بيابم
دروغ
تا جایی که پا بده ......
چون تو ازم خواستی...
نمیدونم دیگه چی بگم
Powered By BLOGFA - Designed by قالب ساز