میدونم تا ته قصه جدایی در کمینه تو به من امید بده حرف من همینه
میدونم لحظه ی شوم نبودنا نزدیکه امید بده تا ندونم این دنیا چه تاریکه
میدونم سخته با من باشی ُبدونی باید بریُ تنها شم نگو نتونی شاید
نمیگی از هجوم عشق من دلت میگیره میترسی بدونمُ دل از قصه بمیره
میمیره
سرنوشت سنگُ من از جنس شیشم برات مهم نباشه بعد از تو چی میشم
تو به من امید بده آرامش بگیرم بگو بی من راحتی تا راحت بمیرم