
یه شب که آسمون پر از ستاره ست
یه شب که چشم تو پر از اشاره ست
نگام نکن نگام پر از بهانه ست
هیچی نمیگم حرف دل گلایه ست
>>راضیه<<
· عشق آتشي است كه با چند قطره آب خاموش مي شود.(شو پنهاور)
· عشق حكومت ظالمانه اي است كه هيچ كس را عفو نمي كند.(كرني)
· يكي از معجزات عشق اين است كه ما در دردهاي آن نيز لذتي حس مي كنيم.(ژان ژاك رسو)
· با اينكه عشق شباهت زيادي به جنون دارد همه از اينكه روزي گرفتار اين جنون بوده اند به خود مي بالند.(كارلايل)
· عاشق كسي است كه سعي مي كند بيش از آنكه دوست داشتني است خود را دوست داشتني نشان دهد.(نيكلا شامنوژ)
· عشق مانند جنگ است كه آغاز كردن آن آسان و پايان دادن آن دشوار است.(ه.ل.منكن)
· عشق ستاره ايست و مردان همچنانكه بدان نگاه مي نگرند و پيش مي روند در چاه سرد و عميقي فرو مي افتند كه ازدواج نام دارد.(برناد شاو)
· نخستسن عشق توأن با كمي حماقت و مقدار زيادي كنجكاوي است.(برناد شاو
)
· عشق شبنمي است كه از آسمان به غنچه قلب انسن مي نشيند.(ارسن هرسه)
· عشق يك مرز مسري است هرچه بيشتر از آن بترسيم بيشتر مبتلايش مي
شويم.(شانفوزد)
· زندگي خوابي است و عشق روياي آن.(پليني)
· عشق بلائي است كه همه خواستارش هستند.(افلاطون)
· عشق كور است و عشاق نمي توانند كارهاي احمقانه اي را كه مرتكب مي شوند ببينند.(شكسپير)
· چقدر عاقلند آنهايي كه در عشق احمقند.(ويكتور هگو)
· وقتي موضوع عشق در كار است پاي عقل مي لنگد.(مترلينگ)
· عشق چيزي است كه تمام دردسرها كوچك را به يك دردسر بزرگ تبديل مي كند.(ولتر)
· بي عشق زندگي محال است.(افلاطون)
· عشق روح را توانا تر مي سازد و انسان را زنده نگه مي دارد.(توماس مان)
· عشق چيزي است كه ابتدا به انسان بال مي دهد تا بعداٌ بهتر به دامش اندازد.(آدام اسميت)
· عشق چراغ راه زندگي است.(تاگور)
· عشق آتش روان سوزي است كه هر قدر كهشعله آن بيشتر شود زودتر خاموش مسي شود.(ويكتور هگو)
· عشق مانند مخملك است كه همه دير يا زود به آن مبتلا مي شوند. عشق مانند سرخك است،هر چه انسان دير تر به آن مبتلا شود ،بدتر است.(دوگلاس ويليم ژوولر)
· كسي كه براي محبت حدود قائل شود اصلاٌ معني محبت را نفهميده.(پوشكين) ََََ
If i get scared..would u hold me tight?..If i make a mistake ..would u make it right? If i built a fire..would u keep me from the flame?/If i say i miss u ..would u feel the same
? اگه من بترسم.آیا منو آروم میکنی؟؟اگه من اشتباهی ازم سر بزنه .آیا اونو درست میکنی؟ اگه من آتشی بر افروزم.آیا من رو در مقابل شعله اش محافظت میکنی؟؟و اگه من بگم که دلتنگت هستم آیا تو هم این احساس رو داری؟؟
راضیم بر انچه خاطرخواه اوست...
تا که عالم باقـــــــــی و دل ماندگار
مهر او دارم به جان و خون و پوست
حسش اومد که برا شروع یه چیزی بذارم![]()
/- کاش می شدعشق را تفسير کرد خواب چشمان تو را تعبير کرد کاش مي شد همچو گلها ساده بود سادگي را با تو عالم گير کرد کاش مي شد در خراب آباد دل خانه احساس را تعمير کرد کاش مي شد در حريم سينه ها عشق را با وسعتش تکثير کرد.![]()
/- آرزويم اينست ... اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد... نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز... و به اندازه هر روز تو عاشق باشي عاشق آنکه تو را مي خواهد و به لبخند تو از خويش رها مي گردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه.![]()
پس از آنغروب رفتن اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش
شب از قصه جدا کن چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای گریه های آخر من
اسم تو ببخش به لبهام بی تو خالی نفسهام
خط بکش رو باور من روی سایبونه دستام
قاب سبز رازقی باش عاشق همیشگی باش
خسته ام از تلخی شب توطلوع زندگی باش
من پر از حرف سکوتم خالی ام رو به سقوطم
بی تو و آبی عشقت تشنه ام کویر لوتم
نمی خوام آشفته باشم آرزوی قصه باشم
تو نزار آخر قصه حرفمو نگفته باشم
گاه به تلا طم امواج می اندیشم و گاه به ابی دریایی اش
حریر نگاهت را در بیکران آبی دریا و جذبه ی نگاه مهربانت را در فراسوی امواج آن خواهم دید
به تو می اندیشم
به آسمان نمناک ...به نسیم و بهار
به تو می اندیشم
و به عطر دلپذیر گلهای مریم
به تو می اندیشم
به اشک چشمانت و به شبنم روی گلبرگ ها
طنین صدایت لحظه لحظه های نبودنت را پر کرده است
در سکوتت مرگ را فریاد می زنم
..........
هر شب برگی از دفتر سپید خیالم را برایت پر ز سروده های سبز خواهم کرد
بگذار رویای با تو بودن را در کوچه پس کوچه های خیالم گم نکنم
ای مهربان این شبها کمتر مرا پذیرای دیدارت می کنی !
به کدامین گناه چشمانم را به ندیدنت محکوم کرده ای !
هوای دلم ابریست .........
می بارم و دیگر فقط به تو می اندیشم
" فقط به تو ...."
اي ستاره ها چه شد كه در نگاه من /
آن نشاط و نغمه و ترانه مرد ؟ /
اي ستاره ها چه شد كه بر لبان او /
آن نواي گرم عاشقانه مرد ؟ /
اي ستاره ها مگر شما هم آگهيد /
از دورويي و جفاي ساكنان خاك /
كاينچنين به قلب آسمان نهان شديد /
اي ستاره ها ، ستاره هاي خوب و پاك ..
سنگی فرود امد و ایینه را شکست ،
شیطان که کهنه شد به گمانم خدا شکست،
ای موج انتحار مرا با خودت ببر،
کشتی ارزوی مرا ناخدا شکست،
دیوار زخم خورده برجی قدیمیم،
یک لرزش دوباره فقط مانده تا شکست،
یا کرنشی به غرش توفان نما چو بید،
ای سرو سر فراز چمنزار یا شکست،
باید در انتها به پلیدی سجود کرد ،
وقتی حریم عاشقی از ابتدا شکست
.
ehsas
emshab mikham ehsasamo roye kaghaz berizam ,mikham ba bayane ehsasat khodamo az in divoonegi nejat bedam.nemidonam che chizi to saram dare migzare am khob midonam ke kheli halam bade...
ye hesi to vojodam mige bayad gerye koni
ama
akhe cheghadr?
har shab
har roz
vaghtam migzaro ho man mashghole gerye kardanam
ba gerye kardan fekr mikonam yeki ke por az rahmate o mehraboniye mano dar aghosh migire
azam hemayat mikone
navazesham mikone
roye gonehaye khisam dast mikeshe
bose i az jense golhaye bahari roye goneham ja mizare
vayyyyyyyyy
tame bosaro hamishe hes mikonam
va ba eftekhar goneye khisamo be hame neshon midam
maryam 1386/6/24
چشمی به چشمانم عجیب و مست دل می بست
یعنی به رویا های دور از دست دل می بست
او مهربان و ساده من لجباز و بی احساس
او باز تا آنجا که یادم هست دل می بست
با این که می فهمید من بی اعتنا هستم
بر دل دلی که سال ها مردست دل می بست
گفتم که تا سه می شمارم بعد خواهم رفت
پنجاه نه تا انتهای شصت دل می بست
فردا دلم را شانه های شهر با خود برد
او باز هم بر جسم روی دست دل می بست
مردان پیر شهر می گفتند بعد از من
عاشق به هر چه کوچه ی بنبست دل می بست