
از عشق معبدی را ترسیم کرده بودم
ھر روز پیش عکسش تعظیم کرده بودم
ھر شب برای چشمت یک شعر خوب گفتم
آن شعر را به پایت تقدیم کرده بودم
سردارِ قلب خویشم در جنگ نا برابر
تنھا قشون خود را تسلیم کرده بودم
وقتی توگریه کردی من اصل گریه بودم
من سھم گریه ام را ، تقسیم کرده بودم
گفتی که دیر کردم ،چون کو
ک ساعتم رابا ضربه ھای قلبت ، تنظیم کرده بودم
تقدیم به اونی که همه ی آرامشم شد:









شدی بهار زندگیم تولدت مبارک
دوری ازم عزیزکم تولدت مبارک
دلم برات تنگ شده باز تولدت مبارک
موندم با کلی خاطرات تولدت مبارک
میام برای دیدنت تولدت مبارک
میشم یه عمری همدمت تولدت مبارک
این دفعه فریاد می زنم تولدت مبارک
دوستت دار MR جونم تولدت مبارک




تولد تو اغازیست برای یه دنیا مهربانی
تولد همه خوبيهاست
تولد تمام زيباييهاي زندگي
امروز روز توست
امروز برايت زيباترين گلهاي دنيا را
خواهم آورد
هر چند تو مهربانتر از همه آنهايي
هميشه به قداست چشمان تو ايمان دارم
چه كسي چشم هاي تو را رنگ كرده است؟
چه وقت ديگر گيتي تواند چون تويي را بزايد؟
فرشته اي فقط در قالب يك انسان !
فقط ساده مي توانم بگويم :
عزیزم تولدت مبارک





با هفتا آسمون پر از یاس و میخک
با صد تا دریا پر از عشق و اشتیاق و پولک
یه قلب عاشق با یه حس بی قرارو کوچک
فقط می خواد بهت بگه :
تولدت مبارک![]()




